![]() |
![]() |
|
| تنهای تنها... |
|
من تورا آفریده ام و از حال درون تو با خبرم ، اسرار تورا می دانم و بر ملا نمی کنم تنها کسی هستم که مطمئنی به تو خیانت نمی ورزم ، ازتو کوچکتر نیستم و هیچگاه پایان نمی پذیرم . سرچشمه و منبع همه عشق ها و محبت ها منم .
و قطعاً شما انسان ها را با ترس و گرسنگی و ازدست دا دن مال و جان و سلامتی و محصولات می آزمائیم و مژده بر صایران
تورا برای خودم درست کرده و پرداخته ام . به من روی آور و با من انس بگیر . از دیگران بگریز و در دامن من بیاویز ، تو ما ل منی ، نه از آن دیگران ،
اگر یک قدم به سوی من بیایی ده قدم به سوی تو خواهم برداشت .
بیا از خدا کمک بخواهیم . شیوه وراه طی عملشو خودمون تعیین نکنیم و به خودش واگذار کنیم... |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سیزدهم آبان 1388ساعت 0:12 توسط رامیس |
|
|
اَلسَّلامُ عَلَيکَ حينَ تُصبِحُ وَ تُمسي اَلسَّلامُ عَلَيکَ في الَّليلِ إذا يَغشي وَ النَّهارِ إذا تَجَلّي اَلسَّلامُ عَليکَ أيُّهَا الإمامُ المَأمون اَلسَّلامُ عَلَيکَ إيُّهَا الْمُقَدَّمُ الْمَأمول اَلسَّلامُ عَلَيکَ بِجَوامِعِ السَّلام اُشهِدُکَ يا مَولاي أنّي اَشهَدُ أن لا إلهَ إلاّ الله وَحدَهُ لا شَريکَ لَهَ...
|
|
+ نوشته شده در
شنبه سی و یکم مرداد 1388ساعت 3:0 توسط رامیس |
|
|
. . . گفتم: چقدر احساس تنهایی میكنم … گفتم: تو همیشه نزدیكی؛ من دورم… كاش میشد بهت نزدیك شم … گفتم: این هم توفیق میخواهد! گفتم: معلومه كه دوست دارم منو ببخشی … گفتم: با این همه گناه… آخه چیكار میتونم بكنم؟ گفتم: دیگه روی توبه ندارم ... گفتم: با این همه گناه، برای كدوم گناهم توبه كنم؟ گفتم: یعنی بازم بیام؟ بازم منو میبخشی؟ گفتم: نمیدونم چرا همیشه در مقابل این كلامت كم میارم! آتیشم میزنه؛ ذوبم میكنه؛ عاشق میشم! … توبه میكنم ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرك گفتم: در برابر این همه مهربونیت چیكار میتونم بكنم؟ . . .
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388ساعت 23:34 توسط رامیس |
|
|
پروردگارا... بار خدایا... تو را به علم غیبت و تواناییت بر آفرینش٫ سوگند می دهم که مرا٬ تا وقتی می دانی زنده بودن برایم بهتر است ٬ زنده بداری ٬ و هر گاه مرگ برایم بهتر بود ٬ بمیرانم...
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388ساعت 2:45 توسط رامیس |
|
|
قرآن كریم، امانت عظیم خداوندی، سخن حبیب اعظم، هادی عوام الناس، شفیع روز رستاخیز و ریسمان محكم اللهی است كه بعد از گذر از یكهزار و چهارصد و اندی سال در اختیار ما قرار گرفته و باید تا وقت باقیست جرعهای از این چشمهی معنویت نوشیده و به كمال رسیم؛ البته كسانی هستند كه این سعادت نصیبشان گشت و از این چشمه سیراب شدند و نیز كسانی هم هستند كه . . . "آیه آمن الرسول" یكی از قطرات همین چشمهی رحمانیت است كه مانند سایر آیات قرآن كریم منبع و منشاء رحمت الله است، رحمتی كه از سوی عزوجل حضرت حق است. آیه آمن الرسول در حقیقت دو آیه آخر سوره مباركه بقره میباشد و به این دلیل آنرا به این نام میخوانند زیرا كه آیه با واژه "آمن الرسول" آغاز میشود و در عظمت و بزرگی آن همین بس كه روایت شده است روزی نبی اعظم اسلام حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) به اصحاب خود فرمودند: از خانهی "ثابت بن قیس شماس" نوری تابان منشعب است. صحابه به نزد ابن قیس رفتند و علت را جویا شدند كه شبها چه میخوانی كه این اعجاز در آن زمان است؟ گفت: آخر سوره بقره (آیه آمن الرسول) را میخوانم. خواند این آیات عظیم بعد از نماز عشاء موجب برآورده شدن حوائج دنیا و آخرت میگردد و آگر شخصی این معظمه را در ظرف مطهری بنویسد و با آب چاهی كه شیرین باشد آنرا بشوید و میل كنـد، قدرت حافظه او دوچندان میشود.
اَعوذُ بِالله مِنَ الشّيطانِ الرَجيم بِسمِ الله الرَّحمنِ الرَّحيم آمَنَ الرَّسُولُ بِمَا أُنزِلَ إِلَيْهِ مِن رَّبِّهِ وَالْمُؤْمِنُونَ كُلٌّ آمَنَ بِاللّهِ وَمَلآئِكَتِهِ وَكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ لاَ نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِّن رُّسُلِهِ وَقَالُواْ سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا غُفْرَانَكَ رَبَّنَا وَإِلَيْكَ الْمَصِيرُ «285» لاَ يُكَلِّفُ اللّهُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا لَهَا مَا كَسَبَتْ وَعَلَيْهَا مَا اكْتَسَبَتْ رَبَّنَا لاَ تُؤَاخِذْنَا إِن نَّسِينَا أَوْ أَخْطَأْنَا رَبَّنَا وَلاَ تَحْمِلْ عَلَيْنَا إِصْرًا كَمَا حَمَلْتَهُ عَلَى الَّذِينَ مِن قَبْلِنَا رَبَّنَا وَلاَ تُحَمِّلْنَا مَا لاَ طَاقَةَ لَنَا بِهِ وَاعْفُ عَنَّا وَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَآ أَنتَ مَوْلاَنَا فَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ «286»
پناه ميبرم به خداوند از شر ابليس رانده شده به نام خدا كه رحمتش بى اندازه است و مهربانىاش هميشگى پيامبر به آنچه از پروردگارش به او نازل شده، ايمان آورده و مؤمنان همگى به خدا و فرشتگان و كتاب ها و پيامبرانش، ايمان آوردهاند [و بر اساس ايمان استوارشان گفتند:] ما ميان هيچ يك از پيامبران او فرق نميگذاريم و گفتند: شنيديم و اطاعت كرديم ، پروردگارا ! آمرزشت را خواهانيم و بازگشت [همه] به سوى توست «285» خدا هيچ كس را جز به اندازه توانايىاش تكليف نميكند. هر كس عمل شايسته اى انجام داده، به سود اوست و هر كس مرتكب كار زشتى شده، به زيان اوست. [مؤمنان گويند:] پروردگارا ! اگر فراموش كرديم يا مرتكب اشتباه شديم، ما را مؤاخذه مكن. پروردگارا ! تكاليف سنگينى برعهده ما مگذار، چنانكه بر عهده كسانى كه پيش از ما بودند گذاشتى. پروردگارا ! و آنچه را به آن تاب و توان نداريم بر ما تحميل مكن. و از ما درگذر؛ و ما را بيامرز؛ و بر ما رحم كن؛ تو سرپرست مايى؛ پس ما را بر گروه كافران پيروز فرما «286»
التماس دعا...
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388ساعت 21:3 توسط رامیس |
|
|
الهی... تو را شاكرم كه الهی چون تو دارم.سپاسگزارم كه همچنان رخصت شكرگزاري به بنده ناشکرت مي دهي . به بندگي تو ای مهربانم مي بالم و با شوق از تو می سرایم. از عاشقی مهربان كه آغوش گرمش هميشه به سمت بنده اش باز است و از پروردگاری كه هر دم صدايش كني اجابتت ميكند. الهی به خود مي بالم از داشتن تكيه گاهي امن چون تو ، و تو را شاكرم كه روح تشنه مرا سیراب عشق و لطف بی کرانت نموده ا ی خداي من،محبوب من! دنیای مرا سرشار از معنویات و حس وابستگی به مادیات را از زوایای زندگی زودگذر دنیوی ما محو فرما! مهربان من،یاریم فرما که عبادتت را فقط در سجاده نماز خلاصه نکنم چرا که ان قطره ای از دریای بیکران عبادت توست ، تو را با هر نفس بايد عبادت كرد ، تو را بايد ديوانه وار سرائید. پروردگارم! تمام ذرات وجودم سرشار از عطر نياز توست و تک تک سلولهای بدنم اشفته عشق تو، ترا نزدیک خودمی یابم و دست عظمت و بزرگواریت را حامی تن نحیفم میبینم، ای تنها مهربان بی منت ! الهی، بگذار هميشه حس حضورت آرامم كند و لطف این حس را هرگز از من دریغ مفرما. معشوق من! سر رشته زندگيم در دستان مهربان توست پس مرا ببر با خود تا آنجا كه رضاي توست ،تاانجا که لیاقت کنیزیم عطا فرمایی......
امین یا رب العالمین |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دوازدهم فروردین 1388ساعت 12:50 توسط رامیس |
|
|
يا سَريعَ الرِّضا اِغْفِرْ لِمَنْ لا يَمْلِكُ إلاّ الدُّعاءَ فَاِنَّكَ فَعّالٌ لِما تَشاءُ، يا مَنِ اسْمُهُ دَواءٌ وَذِكْرُهُ شِفاءٌ وَطاعَتُهُ غِنىً، اِرْحَمْ مَنْ رَأْسُ مالِهِ الرَّجاءُ وَسِلاحُهُ الْبُكاءُ، يا سابِـغَ النِّعَمِ، يا دافِعَ النِّقَمِ، يا نُورَ الْمُسْتَوْحِشينَ فِي الظُّلَمِ، يا عالِماً لا يُعَلَّمُ، صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَافْعَلْ بي ما اَنْتَ اَهْلُهُ وَصَلَّى اللهُ عَلى رَسُولِهِ وَالاَْئِمَّةِ الْمَيامينَ مِنْ آلِهِ وَسَلَّمَ تَسْليماً كَثيراً . اى که از بندگانت بسيار زود راضى ميشوى ببخش بر بندهاى که بجز دعا و تضرع بدرگاهت مالک چيزى نيست |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387ساعت 4:38 توسط رامیس |
|
|
پروردگارا... پادشاها... عزیزا... لطیفا... پاکت می دانم و پاکت می پندارم از تسبیح همه مثبحان ،از تحلیل همه محللان، تو می دانی که من عاجزم از شکر. پس تو می دانی که من عاجزم از شکر. پس تو به جای من خود را شکر کن ،که شکر همین است و بس... ramis |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و چهارم اسفند 1387ساعت 2:32 توسط رامیس |
|
|
مرگ موقت همه ی ما یه جورایی مرگ رو تجربه کردیم... اگه خوب دقت کنیم می فهمیم که تو اون دنیایی که در انتظار ماست چه خبره و جایگاه خودمونو اونجا پیدا می کنیم.... همه ما در طول شبانه روز چند ساعتی و مال خودمون نیستیم.یعنی متعلق به خودمون و این دنیا نیستیم.یه جورایی اختیار ازما ساقطه.اراده نداریم.... یعنی اراده برای جسم دنیوی خودمون... "عالم خواب" آره خواب.یه جور مرگ موقته ... (ادامه مطلب ...) ramis
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
شنبه هفدهم اسفند 1387ساعت 1:24 توسط رامیس |
|
|
خدایا! امروز که تنهایم هیچ ملالی نیست فردایم را به تنهایی خویش دچارم مکن... خدایا! به جز تو نیست در دلم دگر هیچ امیدم را در رسیدن به تو نا امید مکن... خدایا! من تنها به تو تکیه کرده ام من بی پناه را بی تکیه گاه مکن ... ramis |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387ساعت 13:25 توسط رامیس |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
می خوام سکوت سردم و با ناله فریاد بزنم
قصه ی تنها شدن و به همه جا داد بزنم |
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1388 مرداد 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 |
|
RSS
|